پنجشنبه, 2 اسفند 1397
کد خبر: 10503
گفتگوی آوینی فیلم با محمدعلی باشه آهنگر داور سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

فیلمها شرافتی داشتند که امروزه در برخی از فیلمها نمی بینیم

آوینی فیلم: محمدعلی باشه آهنگر یکی از سینماگران متعهد و اخلاق گرای سینمای ایران است که آخرین بار فیلم «سرو زیر آب» را در اکران داشت. باشه آهنگر که داوری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر را به عهده دارد، در گفتگو با آوینی فیلم درباره روزهای جوانی خود و انقلاب اسلامی ایران می گوید.
آوینی فیلم

انقلاب اسلامی به چهل سالگی خود رسید و نقش فرهنگ و هنر در این میان بسیار ارزشمند و قابل بررسی است. هر چند انتظار جامعه از سینما و همچنین نقد سینماگران به مسئولان فرهنگی جای پرداخت بیشتر دارد. در گفت و گوی آوینی فیلم با محمدعلی باشه آهنگر، سینماگر معتبر و داور سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر از چهل سالگی انقلاب اسلامی گفته شد که خواندنش میتواند ارزنده باشد.

با توجه به این که در چهل سالگی انقلاب اسلامی به سر می بریم، برای پرونده ای که در این باره در موسسه شهید آوینی تدارک دیده شده است، از شما می خواهیم که مهم ترین دستاوردهای فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران را عنوان کنید؟

انقلاب اسلامی ایران در عمر 40 ساله اش دستاوردهای بسیاری داشته است. رشد سینما، فرهنگ و هنر ما با پیش از انقلاب قابل مقایسه نیست. هر چند معتقدم که در سالهای اخیر این رشد در حال کم رمق شدن است. سینمای شریف ما متاسفانه در حال نابودیِ گونه های اصلی است. گونه های تاریخی، کودک و نوجوان، جنگ و دفاع مقدس، سینمای گنگستری و اکشن، سینمای شاعرانه و معنوی، سینمای اجتماعی و حتی کمدی به معنای واقعی و نه طنز کلامی سخیف. همه به نفع این آخری در حال از بین رفتن هستند. روزگاری افتخار می کردیم که سینمای قبل از انقلاب یا به بیانی دیگر فیلمفارسی جایش را به سینمای اندیشمند، پر تحرک و با ایده های نو و بکر داده است. الان بسیاری از فیلم هایی که ساخته میشوند از نظر سطح کیفی از سینمای پیش از انقلاب هم ضعیف ترند و بعضی از آنها شرافتی داشتند که امروزه در برخی از فیلمها نمی بینیم. در مورد شایستگی های انسانی و فرهنگی و کم رمق شدن آن به دلیل ضعف بسیاری از ساختارها و افکار متحجرانه اشاره های بسیاری می توان داشت.

فیلم سرو زیر آب

فیلم «سرو زیر آب» و آثار دیگرتان بر محور «وحدت در جامعه» حرکت می کند. یکی از شعارهای ایران اسلامی، تلاش برای پیوند دینی میان انسانها است. به نظرتان جهت تقویت وحدت ملی و رسیدن به انسجام دینی چه برنامه های فرهنگی باید صورت بگیرد؟

همین که الحمدالله با امثال فیلم سرو زیر آب دوستانی به وحدت می اندیشند باعث خوشحالی من می شود. باید از هر جایی که می توانیم پل هایی را که برخی نادانان خراب کرده اند، تعمیر و بازسازی کنیم. باید در این دوران سخت و مشکلات روحی و اقتصادی و هویتی به یکدیگر تکیه کنیم. به هم احترام بگذاریم و به هموطنان فارغ از هر دین و قومیت ببالیم چرا که این وحدت ضامن حفظ مرزهای کشور خواهد شد. زبان فارسی را حفظ کنیم و بکوشیم آن را ترویج دهیم. یادمان باشد روزگاری تا چین و ماچین این زبان نفوذ داشت. بی جهت و به خاطر ندانم کاری باعث رنجش قومیت ها و ادیان در کشور نشویم. به آنها سر بزنیم. از قوم های اصیل ایرانی بگوییم و فیلم برایشان بسازیم. دشمنان انقلاب درصدد اختلاف میان قومیت های ایرانی و از بین بردن وحدت کنونی هستند. کشور عزیزمان فقط خلاصه به تهران نمی شود. سیستان و بلوچستان، کردستان، خوزستان، خراسان، مرزهای آبی جنوب و غرب و شمال و همه و همه قصه هایی دارند که می تواند این تنوع را بیش از پیش نمایان و نمایشی از وحدت در پی داشته باشد.

فیلم سرو زیر آب

 

نیاز امروز جامعه ایرانی، تقویت بنیان های فکری و رسیدن به امید و روحیه ملی است. سینما چه نقشی در تقویت امید در جامعه می تواند داشته باشد و آیا فیلم های امروز توانسته اند در این  مسیر حرکت کنند؟

پیشتر هم در این باره توضیح دادم. سینما به اندازه خود می تواند به این امید و روحیه که اشاره کردید، کمک کند. تلویزیون و رسانه و تقویت بنیان های فکری و هنری می تواند مسیر را هموار کند. اما اگر سیاست و سیاست زدگی آنهم از نوع مخرجش اجازه عملی شدن این مسیر را بدهد.

انسان محور اصلی فیلم هایتان بوده است و این مساله در فیلمی خارج از ژانر جنگ و در فیلم «نبات داغ» هم قابل رصدکردن می باشد. نقش سینمای پس از انقلاب را در بروز و نمایش سیمایی شایسته از انسان چگونه می بینید؟

بله. هستی و به بیانی دیگر موضوع فیلمهایم انسان و آینده و آرزوهایش است. چیز دیگری در این هستی فانی یافت نمی شود. علاقه من به حادثه کمتر از شخصیت است. درست فهمیده اید. این شخصیت است که می تواند حادثه را به نحوی که می خواهد جهت دهد. جنگ تحمیلی و دوران مهم دفاع مقدس نمونه خوبی است. میشد جنگ را به گونه ای دیگر دنبال کرد. میشد به قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای رسید و میشد پای دشمن را از مرزهای ملی، هویتی، دینی و فرهنگی قطع کرد. این انسان است که گاه به آن ورطه و گاه به این سو کشیده می شود.

به عنوان یک فیلمساز مسلمان ایرانی، آفت های فضای هنری پیش از انقلاب را در چند مورد بازگو نمایید و به نظرتان سینمای پس از انقلاب تا چه حد توانسته است در جهت آرمانهای عدالت خواهانه و تفکر دینی گام بردارد؟

قابل مقایسه نیست. آن زمان سواد جامعه، مدیریت جامعه را صرفا در حوزه اقتصاد و جامعه و کمتر سیاست پیش می برد، دوران شاهنشاهی غفلت کرد و به خواست واقعی جامعه و حفظ فرهنگ و هنر بومی توجه نکرد. جامعه اتفاقا از این غفلت ضربه خورد. تاب نیاورد و عصیان کرد. امروز هم اگر غفلت کنیم مردم با هیچکس شوخی ندارند. این را امام در سالهای پیش عنوان کرده بودند که اگر سیلی بخوریم جبران آن سخت خواهد بود. متاسفانه آن آرمانها در جامعه بسیار کمرنگ شده و مردم شرایط مناسبی ندارند. دروغ و ریا توسط بسیاری از دست اندرکاران به راحتی دیده می شود و مردم سختکوش و اتفاقا باهوش این رفتارها را به درستی رصد می کنند و وقتی رصد آنها با برخی رفتارها در شبکه های غیررسمی همراه شود و اگر بسیاری از اخبار هم در شبکه های رسمی اطلاع رسانی نشود، اعتمادشان را از دست خواهند داد. چندی پیش برای دیدن نمایشی به نزدیکی تئاتر شهر رفته بودم. دیدن آن همه دستفروش در یک محیط فرهنگی، تقدم و ارزش اقتصاد و فرهنگ را به خوبی نمایش می داد. من به جای رفتن به نمایش ساعتی ایستادم و قدم زدم تا این ویرانی را بهتر درک کنم. عدالت و ارزشهای زیبای انقلاب اسلامی چندی است که توسط عده ای به مسلخ برده شده است. باید کاری کرد و به ارزشهای انقلاب اسلامی مان تکیه کرد. زمان به سرعت به ضررمان در حال طی شدن است. ممکن است مردم همچنان تحمل کنند اما عهد برادری محدود است و باید برای مردم که صاحبان اصلی انقلاب و کشورند و به این نظام علاقمندند، کاری کرد کارستان.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.